تبلیغات
پرتال فناوری اطلاعات ایران - مطالب عمومی
 
پرتال فناوری اطلاعات ایران
SKype:reza.arefan www.facebook.com/reza.arefan
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : رضا عارفان
موضوعات
مطالب اخیر
پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

نسخه‌ی اسپایدر آئودی R8 V10 Plus، رونمایی شد

هم‌زمان با آغاز فصل گرما، خودروسازان برتر دنیا اقدام به معرفی مدل‌ بدون سقف از محصولات خود می‌کنند. امسال آئودی، نسل جدید R8 V10 Plus را با بدنه‌ی اسپایدر آماده‌ی فروش کرده است.

سال گذشته با نمونه‌ی اسپایدر از آئودی R8 V10 روبه‌رو شدیم که پیشرانه‌ای به قدرت ۵۴۰ اسب بخار به همراه داشت؛ اما در عوض، تابستان ۲۰۱۷ شاهد عرضه‌ی رسمی مدل اسپایدر از R8 V10 Plus خواهیم بود که بیش از ۶۱۰ اسب بخار قدرت دارد و مدل کابریولت از پورشه 911 توربو S را به چالش می‌کشد.

audi r8 v10 plus spider

جدیدترین نمونه از R8 V10، می‌تواند در زمان ۳.۳ ثانیه به سرعت ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت دست یابد که ۰.۳ ثانیه سریع‌تر از مدل سال قبل است. این محصول با پیشرانه‌ی ۵.۲ لیتری و ۱۰ سیلندر مشهور خود، رسیدن به نهایت سرعت ۳۳۰ کیلومتر بر ساعت را ممکن می‌کند؛ ضمن اینکه از سیستم دو دیفرانسیل کم‌نظیر کواترو و جعبه‌دنده‌ی بهینه‌سازی شده‌ی ۷ سرعته همراه با فناوری دوکلاچه‌ی آئودی نیز بهره‌مند است.

audi r8 v10 plus spider

نسخه‌ی اسپایدر آئودی R8 V10، به دلیل استفاده از تجهیزات مربوط به باز و بسته کردن سقف، ۷۵ کیلوگرم سنگین‌تر از مدل اصلی است و با وزن خالصی در حدود ۱۷۰۰ کیلوگرم تولید خواهد شد. فرایند جمع‌ یا نصب سقف پارچه‌ای، با موتور الکتروهیدرولیک جدید مخصوص به آن، حدود ۲۰ ثانیه زمان می‌برد و تنها در سرعت‎های کمتر از ۵۰ کیلومتر بر ساعت قابل انجام خواهد بود. شیشه‌ی عقب هم می‌تواند به‌صورت الکتریکی و به صلاحدید راننده، باز یا بسته شود.

audi r8 v10 plus spider

در فضای داخلی، چرم مرغوب ناپا برای صندلی‌ها، داشبورد و فرمان در نظر گرفته شده است که فقط با رنگ خاکستری عرضه می‌شود؛ اما خط دوخت آن می‌تواند با رنگ بدنه هماهنگ شود. آئودی R8 همچنان بدون نمایشگر اصلی در میان داشبورد عرضه می‌شود؛ اما از مانیتور ۱۲.۳ اینچ پشت فرمان استفاده می‌کند که فناوری کاکپیت آئودی را به همراه دارد و علاوه بر اطلاعات فنی سرعت و دور موتور، نوع رانندگی کاربر را آنالیز می‌کند.

مدل اسپایدر از  R8 V10 Plus با سیستم صوتی ارزشمندی از برند بنگ اند اولافسن ارائه می‌شود که علاوه بر توانایی ارتباط با تلفن‌ هوشمند، می‌تواند صدای پیشرانه‌ را از طریق بلندگوها پخش کند.

audi r8 v10 plus spider

چرخ‌های نسخه‌ی اسپایدر آئودی R8 V10، سایز ۱۹ اینچ در جلو و ۲۰ اینچ در عقب هستند. لاستیک‌های این مدل با فاق ۳۵ میلی‌متر عرضه خواهند داشت؛ اما در جلو ۲۴۵ میلی‌متر و در عقب ۳۰۵ میلی‌متر خواهند بود. دیسکِ ترمز‌های R8 V10 اسپایدر، در جلو ۳۸ سانتیمتر و در عقب ۳۵.۵ سانتیمتر است که از آلیاژ کربن سرامیک ساخته‌شده‌ و ضد حرارت عمل می‌کند. این سیستم ترمز، با ۶ پیستون در جلو و ۴ پیستون در عقب همراه است.

audi r8 v10 plus spider

رنگ بدنه‌ی این خودرو با ۱۱ طرح قابل سفارش است که شامل ۳ رنگ مختلف برای سقف پارچه‌ای و ۵ رنگ متنوع برای بالچه‌ی جانبی خواهند بود. برای اولین بار، رنگ سبز موسوم به هالک برای R8 V10 Plus در نظر گرفته شده است که می‌تواند با رینگ‌های اسپرت تمام آلومینیوم نقره‌ای‌رنگ خریداری شود. مثل سال قبل، امکان سفارش چراغ‌های جلو با LED-های طرح لیزر برای علاقه‌مندان آئودی وجود خواهد داشت.

فعلا قرار است مدل اسپایدر از R8 V10 Plus به قیمت ۲۰۷ هزار یورو (معادل ۲۳۴ هزار دلار) در آلمان پیش‌فروش شود و مدتی بعد، در بازار جهانی به عرضه‌ی عمومی گذاشته شود

در پایان این مطلب، پیشنهاد می‌کنیم از تماشای تیزر رسمی معرفی R8 V10 Plus اسپایدر غافل نشوید.

دانلود با کیفیت 360p   720p   1080p





نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 25 خرداد 1396
رضا عارفان
پول‌نیوز - آمازون در اصل داشت می رفت تا کادابرا نامگذاری شود. این مخففی بود برای کلمه آبراکادابرا که در فرهنگ قدیم یک کلمه جادویی به شمار می رفته و آن را دارای قدرت شفادهندگی می دانسته اند. اما ایده این نامگذاری ناکام ماند چون وکیل جف بزوس، به اشتباه این کلمه را cadaver (جسد، لاشه) شنید؛ بلا به دور!


10 دانستنی جالب درباره آمازون


2. جف بزوس نام آمازون را به دو دلیل برگزید. اولین اینکه بزرگی فروشگاه را برساند (آمازون با جمله معروف "بزرگترین کتاب فروشی دنیا" افتتاح شد) و دوم اینکه در آن موقع، سایت ها اغلب بر اساس حروف الفبا مرتب می شدند.

3. مساحت انبارهای کالای شرکت آمازون در مجموع بیش از 700 برابر مساحت مدیسن اسکوئر گاردن و 10,000 برابر مساحت استخرهای شنای هر المپیک است.

4. اولین کتابی که آمازون فروخت، از گاراژ جف بزوس در جولای 1995 ارسال شد. نام آن مفاهیم سیال و قیاس های خلاقانه بود و موضوع اش، مدل های کامپیوتری برای مکانیسم های بنیادین تفکر.

5. لوگوی فعلی آمازون طوری طراحی که شده که لبخندی از a تا z را به ذهن متبادر کند و مفهوم اش این است که شرکت قادر است هر چیزی (از a تا z) را به دست هر کسی در هر نقطه ای از دنیا برساند.

6. تمام کارمندان آمازون، هر دو سال یک بار 2 روز را به کار در پشت میزهای خدمات به مشتریان می گذرانند، حتی مدیر عامل شرکت. این تمرینی است برای کمک به تمام افراد تا فرآیند خدمت رسانی به مشتریان را درک کنند.

7. آمازون صاحب 10 درصد تجارت الکترونیک در امریکای شمالی است. شرکت های Office Depot، اپل، Staples، دل، وال مارت، Sears و Liberty هم روی هم رفته 10 درصد دیگر را صاحب هستند که با سهم آمازون برابری می کند. باقی سهم یعنی 80 درصد بازار برای بیش از 1,000 خرده فروشی دیگری رها است.

8. سال گذشته، وقتی سایت آمازون برای 49 دقیقه از دسترس خارج شد زیانی معادل 5.7 میلیون دلار به این شرکت وارد شد.

9. هر یک از مشتریان آمازون، ارزشی 5 برابر مشتریان eBay دارد. یعنی هر خریدار -به طور میانگین- درآمد 189 دلار را برای این شرکت به ارمغان می آورد ولی این رقم برای eBay فقط 39 دلار است.

10. در سال 2009 آمازون خرده فروشی آنلاین کفش با نام Zappos را که محبوب ترین در نوع خود میان مردم امریکا بود، با رقم 1.2 میلیارد دلار خرید. پیش از آن آمازون با تاسیس سایت Endless سعی کرده بود با Zappos رقابت کند. اما Zappos با تکیه بر کادر خدمت رسانی فوق العاده اش همچنان عالی و متمایز باقی ماند تا اینکه سر انجام جف بزوس را وسوسه کرد تا دست به جیب شود. جالب است بدانید یکی از تماس های مشتریان با Zappos، دقیقا 5 ساعت و 25 دقیقه و 31 ثانیه طول کشیده. 5 ساعت و نیم مشاوره و گوش کردن به حرف دل مشتری، فقط برای فروش یک جفت کفش!



نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 5 فروردین 1396
رضا عارفان

اگر قصد خرید سدان خانوادگی زیر 40 میلیون تومان را دارید و فضای بزرگ کابین و صندوق بار در اولویت تان باشد، باید به سراغ اعضای خانواده پژو و سمند بروید. اما نسخه های تکراری و از مدافتاده این خانواده را فراموش کنید. چرا که حالا انتخاب های به روزتری مثل سمند سورن با پیشرانه توبوشارژ و پژو پارس با پیشرانه معروف TU5 پیش رویتان قرار دارند. استفاده از این موتورها در سدان های خانواده سمند و پژو باعث شده تا مثل قدیم این خودروها مصرف سوخت بالایی را به شما تحمیل نکنند و نسبت به قبل راندمان بهتری داشته باشند.

 با 40 میلیون تومان؛ پژو پارس TU5 بخریم یا سورن EF7 توربو؟

در 10 سال گذشته خانواده پژو پارس با توجه به ظاهر معقول و عامه پسند، همیشه وضعیت مناسبی در بازار ایران داشته است. اما یکی از مهم ترین مشکلات پژو پارسی بهره گیری از پیشرانه 1.8 لیتری با تکنولوژی قدیمی بود که باعث می شد این خودرو از نظر مصرف سوخت مقرون به صرفه نباشد. اما مدتی است ایران خودرو پیشرانه TU5 متعلق به پژو 206 تیپ 5 را جایگزین پیشرانه قدیمی XU7 کرده تا علاوه بر عملکرد بهتر، مصرف سوخت پایین تری داشته باشد. طراحی ظاهری پارس دست نخورده باقی مانده و تنها مواردی جزیی نظیر اضافه شدن راهنما به آینه های جانبی و استفاده از رینگ های آلومینیومی 5 پره در بدنه پارس تغییر کرده اند. قلاب بکسل هم چنان به عنوان یکی از نقاط ضعف در نمای قسمت رو به رو به شمار می رود.

 با 40 میلیون تومان؛ پژو پارس TU5 بخریم یا سورن EF7 توربو؟

در نسخه LX کابین تغییرات زیادی را تجربه کرده که از مهم ترین آنها می توان به داشبورد جدید با طراحی متفاوت اشاره کرد. این داشبورد جدید طراحی بهتر و مدرن تری از قبل دارد اما نمی توان به روی افت کیفیت آن نسبت به قبل چشم پوشی کرد. البته بهره گیری از امکانات مناسب در این رده قیمت قایع شده تا افت کیفیت کابین را فراموش کنید. در نگاه اول تنظیم برقی پشتی صندلی جلو و قرارگیری دکمه های تنظیم سیستم صوتی روی فرمان جلب توجه می کند و سیستم تهویه مطبوع نیز به صورت اتوماتیک تنظیم می شود. 

هر 4 شیشه و آینه های جانبی به صورت برقی تنظیم می شوند و قابلیت تاشوندگی آینه های جانبی رفاه مناسبی هنگام پارک کردن خودرو به ارمغان می آورد. پارس هم چنان یکی از جادارترین خودروهای این رنج قیمت است و هیچ ایرادی به فضای صندلی های جلو و عقب و صندوق بار 470 لیتری وارد نیست. 

یکی از ضعف های پارس جدید عدم هم خوانی پیشرانه و وزن سنگین بدنه است. موتور TU5 با حجم کم تر (1.6 لیتری) اما به لطف بهره بردن از 2 میل سوپاپ در بالا (16 سوپاپ) توانایی تولید 108 اسب بخار قدرت و 142 نیوتن متر گشتاور را دارد و مصرف سوخت اش در بهترین حالت به 7.5 لیتر در 100 کیلومتر می رسد که با توجه به ثابت ماندن حجم باک (70 لیتر) کم تر از قبل پای مالک اش را به پمپ بنزین ها باز می کند. 

نفوذ صدای پیشرانه نسبت به قبل کم تر شده اما به خاطر تقسیم وزن نامتقارن، بیش تر وزن روی محور جلو سنگینی می کند و ضربات این قسمت بیش تر از ردیف عقب است که به باعث می شود قطعات کم کیفیت پس از مدتی به سر و صدا بیافتند. ضرایب دنده های 3 و 4 سبک است دنده 5 فقط به عنوان اوور درایو برای کاهش مصرف سوخت مورد استفاده قرار می گیرد که همین عامل باعث شده تا در شیب های تند برای حفظ کشش خودرو نیاز به معکوس های متوالی داشته باشید. پیشرانه پرقدرت تر اما وزن بیشتر نسبت به قبل باعث شده تا پارس TU5 از نظر شتاب اولیه تفاوتی با مدل مجهز به پیشرانه 1.8 لیتری نداشته باشد.

سمند سورن توربو

سورن ویرایشی تغییر شکل یافته با چراغ ها و جزییاتی متفاوت با سمند معمولی است. سمند خودرویی جادار و خانوادگی است، اما میان خریداران به تنبلی و سنگینی مشهور است. به همین دلیل اکثر کسانی که با بودجه معمولی به دنبال چاشنی هیجان نیز هستند، قید سمند را می زنند. اما ایران خودرو با عرضه سمند سورن توربو نیازهای این بخش از بازار را نیز پاسخ داده است.

 با 40 میلیون تومان؛ پژو پارس TU5 بخریم یا سورن EF7 توربو؟

طراحی کابین تفاوت هایی با سمند معمولی دارد و چیدمان قسمت مرکزی کنسول جلو تغییر کرده و اکثر ادوات کابین در قابی عمودی قرار گرفته است. رنگ بندی تیره کابین نیز زیبا و همه پسند است. می توان کیفیت کابین را در رده متوسطی ارزیابی کرد. فضای کابین و صندوق بار سمند نیز برای همه ثابت شده و کاملا به درد استفاده خانوادگی و سفرهای چندنفره می خورد. 

اما از همه اینها که بگذریم، به مهم ترین تفاوت سورن توربو با یک سمند عادی می رسیم. امروزه اکثر خودروسازان جهان برای کاهش مصرف سوخت و بالابردن بازده پیشرانه های کم حجم، از سیستم پرخوران یا توربو استفاده می کنند. ایران خودرو هم در سال های اخیر تحقیقات گسترده ای روی پیشرانه های جدیدش انجام داده و از شرکت های بزرگ خارجی کمک گرفته است.

 با 40 میلیون تومان؛ پژو پارس TU5 بخریم یا سورن EF7 توربو؟

پیشرانه EF7 نیز میوه یکی از این همکاری هاست که در این نسخه به یک توربو شارژ مجهز شده است. این پیشرانه 1.7 لیتری توان تولید 155 اسب بخار قدرت را دارد که تقریبا با قدرت یک مزدا 3 با موتور 2 لیتری برابر است. هم چنین گشتاور تولیدشده نیز 215 نیوتن متر است. شتاب گیری سورن توربو در دنده یک و از دور 2000 به بعد، رنگ و بوی متفاوتی با سمند معمولی دارد. چرا که توربوشارژر از دور 2200 وارد مدار می شود. البته در سربالایی ها شاهد کمی افت کشش هستیم و برای استفاده از حداکثر قدرت، موتور باید در دور بالا نگه داشته شود. قطعات این پیشرانه توربو نسبت به یک EF7 عادی مورد بهینه سازی قرار گرفته و بازطراحی شده است. هم چنین پیشرانه با توجه به کیفیت سوخت کشور طراحی شده تا درگیر مشکل هایی که خودروهای توربو با بنزین بی کیفیت دارند (ناک زدن و خودسوزی) نشود. افزون بر اینها تغییراتی در ضرایب دنده ها داده شده و سیستم ترمز نیز مورد بازنگری قرار گرفته است. به علاوه بوست توربو علی رغم توان بیش تر پیشرانه روی PSI 5.5 قرار گرفته تا ضرایب اطمینان بیش تر و استهلاک پیشرانه کم تر شود.

پیشنهاد نهایی

سورن توربو هم کابین جادار یک سمند خانوادگی را دارد و هم می توانید با آن لذت راندن یک خودرو توربو و چابک را تجربه کنید. در عین این که مثل سایر مالکین خودروهای توربو لازم نیست با مشکلات رایج نظیر کیفیت بنزین دست و پنجه نرم کنید. در مقابل ظاهر متناسب و هم چنان جذاب پارس باعث شده تا این سدان کهنه کار علی رغم قدیمی شدن، نزد کسانی که علاقه ای به خودروهای چینی ندارند هم چنان محبوب باشد و از بازار خرید و فروش مناسبی بهره ببرد. البته فکر می کنیم وقتی پدال گاز سورن توربو را تخته کنید و مثل یک غزال تیزپا برانید چهره و پرستیژ جاافتاده پارس را حتما فراموش خواهید کرد. پس اگر جوان هستید، شک نکنید می توانید با سورن توربو لذت یک رانندگی هیجانی را در کلاسی بالاتر از این قیمت تجربه کنید.

 با 40 میلیون تومان؛ پژو پارس TU5 بخریم یا سورن EF7 توربو؟






نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 5 فروردین 1396
رضا عارفان

کشور فنلاند همیشه از جمله مقاصدی بوده که همیشه می درخشد و طرفداران زیادی دارد. شاید بخاطر زمستان های سرد و شب ‏های طولانی آن باشد یا تابستان هایی که تمامی ندارند. دریاچه های زیبا و جنگل های آن نیز از زیباترین ها هستند. اگر به ‏تماشای نورهای شمالی علاقه مندید یا دوست دارید شب را در خانه اسکیموها بگذرانید ، می توانید مقصدتان را در بین این ده ‏شهر زیبا و دیدنی در فنلاند انتخاب کنید.‏ ‏‏‏‏ ‏‏ ‏‏ ‏ ‏‏ ‏ ‏‏‏ ‏‏‏‏ ‏‏

‏1.‏ تورکو ( ‏Turku‏ ) ‏

‏‏‏‏ برای قرن ها ، شهر تورکو ، پیش از هلسینکی ، پایتخت و بزرگترین شهر فنلاند بوده است. بسیاری بر این باورند که این شهر ‏در سده 13 میلادی به وجود آمده است و به همین دلیل تورکو را کهن ترین شهر فنلاند می دانند. این شهر در ساحل جنوب غربی ‏فنلاند و در دهانه رود آورا قرار گرفته است. این شهر یکی از شهرهای رنگارنگ فنلاند است که در فصل تابستان که هوا گرم تر ‏است گشت و گذار روی رودخانه با قایق های تفریحی از جمله پرطرفدارترین تفریحات در آن به شمار می رود. تورکو شهر ‏کوچکیست که در آن متوجه گذر زمان نخواهید شد.‏ ‏‏ ‏ ‏

‏ده شهر زیبا و دیدنی در فنلاند ‏‏‏‏ ‏‏‏

‏ده شهر زیبا و دیدنی در فنلاند ‏‏‏‏ ‏‏‏

‏ده شهر زیبا و دیدنی در فنلاند ‏‏‏‏ ‏‏‏

‏2.‏ لاپرنتا (‏Lappeenranta‏ )‏‎

شهر لاپرنتا در کنار چهارمین دریاچه بزرگ اروپا ، دریاچه سایما ، قرار گرفته است. این شهر یکی از مقاصد محبوب فنلاندی ها ‏برای بازدید در کشور خودشان است. فصل اصلی سفر به این شهر تابستان است چرا که بسیاری از تفریحات مرتبط با دریاچه را ‏می توان انجام داد. هرچند میزان گردشگرانی که در فصل زمستان به این شهر سفر می کنند نیز رو به افزایش است. محل قرار ‏گرفتن این شهر نیز آن را از لحاظ سیاسی شهری مهم میسازد چرا که بین شهرهای هلسینکی و سن پترزبورگ قرار گرفته است ‏که نقش پلی بین کشور روسیه و فنلاند را ایفا می کند. این شهر سازه های تاریخی زیادی ندارد چرا که بسیاری از ساختمان های ‏قدیمی آن در قرن 18 در اثر آتشسوزی نابود شده اند اما طبیعت زیبای این منطقه به قدری است که طرفداران زیادی را به خود ‏جذب کند.‏‏ ‏ ‏ ‏

‏ده شهر زیبا و دیدنی در فنلاند ‏‏‏‏ ‏‏‏

‏ده شهر زیبا و دیدنی در فنلاند ‏‏‏‏ ‏‏‏

‏ده شهر زیبا و دیدنی در فنلاند ‏‏‏‏ ‏‏‏

‏3.‏ ساوولینا ( ‏Savonlinna‏ ) ‏

شهر ساوولینی در سال 1639 تاسیس شده است . این شهر بناهای تاریخی و قدیمی متعددی دارد که از آنها می توان به قلعه ‏اولاوینلینا و کلیسای کریماکی که بزرگترین کلیسای چوبی جهان است اشاره کرد. ساوولینا چندین دریاچه زیبا نیز دارد.‏ ‏ ‏ ‏

‏ده شهر زیبا و دیدنی در فنلاند ‏‏‏‏ ‏‏‏

‏ده شهر زیبا و دیدنی در فنلاند ‏‏‏‏ ‏‏‏

‏ده شهر زیبا و دیدنی در فنلاند ‏‏‏‏ ‏‏‏

‏4.‏ هانکو ( ‏Hanko‏ ) ‏‏‏‏‏‎

شاید سورپرایز کننده باشد ، اما فنلاند سواحلی نیز دارد. هانکو جاییست که بسیاری از افراد برای لذت بردن از آفتاب به آنجا می ‏روند. فنلاند یک کشور دو زبانه است که اکثریت مردم آن به زبان فنلاندی و تعداد محدودی به زبان سوئدی صحبت می کنند. اما ‏‏44% مردم شهر هانکو سوئدی هستند. این شهر در گذشته ، یک دوره طولانی تحت کنترل روسیه بوده است.‏ ‏ ‏ ‏‏ ‏‏‏ ‏

‏ده شهر زیبا و دیدنی در فنلاند ‏‏‏‏ ‏‏‏

‏ده شهر زیبا و دیدنی در فنلاند ‏‏‏‏ ‏‏‏

‏ده شهر زیبا و دیدنی در فنلاند ‏‏‏‏ ‏‏‏

‏5.‏ ماریهام (‏Mariehamn‏ ) ‏

ماریهام مرکز منطقه خودگردان جزایر الند در کشور فنلاند است که مردم آن سوئدی زبان هستند.این شهر در اواخر قرن 19 ‏ساخته شده است و شهر مدرن و به روزی است. ماریهام در فصل تابستان و زمستان محبوبیت دارد و مدت زیادی بندری مهم در ‏فنلاند محسوب می شده است. ‏ ‏‏ ‏ ‏ ‏‏ ‏‏ ‏ ‏ ‏ ‏ ‏

‏ده شهر زیبا و دیدنی در فنلاند ‏‏‏‏ ‏‏‏

‏ده شهر زیبا و دیدنی در فنلاند ‏‏‏‏ ‏‏‏

‏ده شهر زیبا و دیدنی در فنلاند ‏‏‏‏ ‏‏‏

‏6.‏ تامپره (‏Tampere ‎‏ ) ‏‏‏‎

تامپره یکی از بزرگترین شهرهای فنلاند پس از شهر هلسینکی است که مرکز صنعتی این کشور نیز بحساب می آید. به این شعر ‏نام مستعار " منچستر شمال " داده شده است. تامپره از شهرهای خیلی سرد فنلاند نیز به شمار می رود ولی تضاد بین ساختمان ‏های صنعتی و طبیعت این منطقه باعث زیباتر شدن آن شده است. ‏‏‏ ‏ ‏ ‏‏ ‏ ‏ ‏ ‏ ‏

‏ده شهر زیبا و دیدنی در فنلاند ‏‏‏‏ ‏‏‏

‏ده شهر زیبا و دیدنی در فنلاند ‏‏‏‏ ‏‏‏

‏ده شهر زیبا و دیدنی در فنلاند ‏‏‏‏ ‏‏‏

‏7.‏ روانیمی ( ‏Rovaniemi‏ ) ‏

شهر روانیمی مرکز منطقه لپلند در شمالی ترین نقطه فنلاند است. این شهر در ده کلیومتری جنوب مدار قطب شمال واقع شده ‏است که همین باعث می شود همیشه سرد و زمستانی باشد اما در عین حال تماشای پدیده شفق های قطبی به جذابیت منطقه افزوده ‏است. بخشی از این شهر در جنگ جهانی دوم صدمه دیده است به همین دلیل بیشتر ساختمان هایی که امروزه در این منطقه دیده ‏می شود ساختمان های جدید هستند و فقط تعداد محدودی ساختمان قدیمی نظیر سیتی هال یا خانه لاپیا ، تئاتر یا کتابخانه ، می ‏توان در این شهر دید.‏ ‏‏ ‏‏ ‏ ‏‏ ‏ ‏‏‏ ‏ ‏ ‏ ‏

‏ده شهر زیبا و دیدنی در فنلاند ‏‏‏‏ ‏‏‏

‏ده شهر زیبا و دیدنی در فنلاند ‏‏‏‏ ‏‏‏

‏ده شهر زیبا و دیدنی در فنلاند ‏‏‏‏ ‏‏‏

‏8.‏ کمی ( ‏Kemi‏ ) ‏‎

شهر کمی در قسمت جنوبی لپ لند قرار گرفته است و یکی دیگر از شهرهای برفی و زیبای فنلاند بحساب می آید. شهر کمی هیچ ‏ساختمان یا بنای تاریخی برای نمایش به شما ندارد بلکه جاذبه دیدنی این شهر یک قلعه ساخته شده از برف است که به آن قلعه ‏برفی گفته می شود. قلعه یخی هر سال مجددا ساخته می شود و هر بار طراحی آن تغییر می کند و همیشه بازدیدکننده نیز دارد. ‏هنرمندان این منطقه گرد هم جمع می شوند تا هر سال ایده ای جدید برای ساخت این قلعه بدهند. در این قلعه برفی میز و صندلی ‏های یخی چیده شده است و شما می توانید یک روز خود را در یک قلعه یخی سپری کنید. ‏ ‏ ‏ ‏

‏ده شهر زیبا و دیدنی در فنلاند ‏‏‏‏ ‏‏‏

‏ده شهر زیبا و دیدنی در فنلاند ‏‏‏‏ ‏‏‏

‏ده شهر زیبا و دیدنی در فنلاند ‏‏‏‏ ‏‏‏

‏9.‏ رازبورگ ( ‏Rasborg‏ ) ‏‎

رازبورگ در جنوب فنلاند واقع شده است و جاییست که سوئدی زبان ها در آن در اکثریت هستند. در این شهر هم می توان جاذبه ‏های ساختگی دید هم طبیعی. از دیدنی های این شهر می توان به کلیسای نئوکلاسیک و خیابان هایی که پر هستند از خانه های ‏چوبی اشاره کرد.‏‏‏

‏ده شهر زیبا و دیدنی در فنلاند ‏‏‏‏ ‏‏‏

‏ده شهر زیبا و دیدنی در فنلاند ‏‏‏‏ ‏‏‏

‏ده شهر زیبا و دیدنی در فنلاند ‏‏‏‏ ‏‏‏

‏10.‏ ساریسلکا (‏Saariselka‏ ) ‏‎

‏ اگر رویای اقامت در خانه اسکیموها را داشتید و دوست دارید شفق های رنگارنگ قطبی را ببینید می توانید به ساریسلکا بروید و ‏در هتلی که به سبک خانه اسکیموها با سقف های شیشه ای ساخته شده است اقامت کنید و این پدیده زیبای طبیعی را تماشا کنید.‏‏ ‏ ‏ ‏

‏ده شهر زیبا و دیدنی در فنلاند ‏‏‏‏ ‏‏‏

‏ده شهر زیبا و دیدنی در فنلاند ‏‏‏‏ ‏‏‏

‏ده شهر زیبا و دیدنی در فنلاند ‏‏‏‏ ‏‏‏






نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 5 فروردین 1396
رضا عارفان

نقشه خطوط راه آهن شهری تهران و حومه ( جدیدترین نقشه مترو در سال ۱۳۹۲ )

این نقشه شامل هر پنج خط متروی تهران می‌باشد:
خط ۱ – تجریش – کهریزک
خط ۲ – صادقیه – فرهنگسرا
خط ۳ – قائم – آزادگان
خط ۴ – اکباتان – شهید کلاهدوز
خط ۵ – صادقیه – گلشهر

دانلود از لینک مستقیم
پسورد: ندارد
منبع: لرد دانلود





نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 11 اردیبهشت 1392
رضا عارفان
علی پروین پس از سالها اعتراف کرد که هر وقت پرسپولیس می باخت ،این باخت را گردن مهرزاد معدنچی می انداخته است.
 
گفت و گویی متفاوت در برنامه ای ضبط شده با علی پروین؛مرد چشم سبز و محبوب پرسپولیسی ها که مدت هاست به عادل فردوسی پور قول داده تا به برنامه نود برود آنقدر این کار را نکرد تا خود عادل با عواملش نزد سلطان برود.

پروین که روز سه شنبه راهی مالزی می شود تا به پاس یک عمر تلاش فوتبالی اش نشانی زرین دریافت کند در این گفت و گو حرف هایی زد که کمتر کسی آنها را شنیده است.او خاطرات 50-60 سال فوتبالی اش را روی دایره ریخت و از زمین های خاکی عارف گفت،از تیم عارف تا کیان و پیکان و پرسپولیس.از محله چارسوی بازار که پدرش در آنجا کله پزی داشت تا آن حرفی که مامان نصرت به او زده بود:«من با آبگوشت تو را کردم علی پروین.»پروین حرف زد و حرف زد و حرف زد تا یکی از بهترین برنامه های نود در طول این چند سال را رقم بزند. خاطرات سلطان فوتبال ایران که انصاف استقلالی ها هم دوستش دارند بسیار خواندنی است.
 
چرا به برنامه نود نمی آیید؟

فقط تو را به قرآن تند حرف نزنی ها.ایشالا می آیم.از همین ابتدا سخت سوال پرسیدی.

می گویند شما از هواپیما می ترسید.
بله می ترسم.اما نه آن طور که همه می گویند.فکر می کنم همه از هواپیما می ترسند اما بروز نمی دهند.وقتی با تیم می رفتیم مسافرت بعضی از بچه ها حالت شکوفه زدن داشتند اما به روی خودشان نمی آوردند.من از مرگ نمی ترسم اما از هواپیما می ترسم.

شما سه شنبه راهی مالزی خواهید شد تا در مراسم ویژه ای شرکت کنید.

این کاری که کنفدراسیون فوتبال آسیا کرده بسیار ارزشمند است.تقدیر از پیشکسوت ها کار بزرگی است و برای من افتخار.فوتبال ما همه چیز داشت به جز این جایزه.هر چیزی هم که بدهند اهمیتی ندارد مهم این است که من به نمایندگی از ایران در این مراسم شرکت می کنم.

چرا علی پروین شد؛علی پروین؟
شما محبت دارید.من از زمین خاکی های عارف فوتبالم را شروع کردم.آن زمان عقلمان نمی رسید که باشگاه چه هست و تیم ملی چه هست.یواش یواش داشتم فوتبالم را بازی می کردم که مرحوم الهی و مرحوم عاصفی آمدند سراغم و گفتند بیا تمرین.من نمی دانستم تمرین چیست.اصلا نرفتم.یک هفته بعد دوباره آمدند دنبالم.من هیچ وقت با شورت فوتبال بازی نمی کردم و همیشه شلوار می پوشیدم و کتانی چینی.بعد از دو هفته رفتم تیم کیان و 6 ماه آنجا بودم که این بار نادر لطیفی آمد دنبال من گفت برو پیکان.من رفتم پیکان و 20 هزار تومان گرفتم.خدا پدرم را بیامرزد.به من می گفت این پول را دزدیده ای.ساعت 12 شب من را برد خانه لطیفیان و گفت چرا این پول را به پسرم داده اید؟که او گفت به خاطر فوتبال.

انصافا پول زیادی هم بود.

خیلی.پول ها را گذاشته بودم توی اتاق روی آنها غلط می زدم.یک سال در این تیم بازی کردم و بقیه پرسپولیسی ها هم آمدند.ما قهرمان شدیم اما نمی دانم چه شد که یکدفعه اعلام کردند پیکان منحل شده است.بعد دوباره همه برگشتند پرسپولیس.از آنجا علی پروین شروع شد.من بازیکن تیم ملی شدم و دو سال هم مرد سال فوتبال.سال اول یک پیکان دادند که آن را فروختم 17 هزار تومان.سال بعدش هم یک تویوتا دادند که فروختمش 60 هزار تومان.

در کل چند خواهر و برادر هستید؟
ما 6 تا خواهر و برادر هستم.البته دو تا ناتنی هم بودند که به رحمت خدا رفتند.پدرم در بازار کله پزی داشت.در چارسوی بازار که بهترین جای بازار بود.

کله و پاچه خیلی دوست داشتید؟
الان هم دوست دارم.صبح تا ظهر می رفتم مغازه پدرم و کله و پاچه می خوردم.بعد از ظهرها هم می رفتم سر تمرین.

پدرتان مخالف فوتبال بازی کردن شما نبود.مثلا نمی گفت که بیا و همین کار را ادامه بده؟
پدرم کاملا مخالف بود.اما برادر بزرگترم همیشه پشتم بود و دنبال فوتبال بازی کردن من.پیراهن های تیم را باید من می شستم.البته من که نه،مامان نصرت.یواش یواش فوتبال در زمین های خاکی دنبال شد و مردم من را کردند علی پروین.آقی بهمنش هم خیلی از من و فوتبال بازی کردنم تعریف کرد.

خیلی ها می گویند شما جزو دو یا سومین بازیکن تاریخ فوتبال ایران هستید.فکر می کنید اگر الان بازی می کردید می توانستید به اروپا بروید؟

من همان زمان از تیم کریستاف پلاس انگلیس پیشنهاد داشتم.آنها 500 هزار تومان به من می دادند.بچه بودم و نمی فهمیدم.فکر می کنم می توانستم در اروپا بازی کنم.من در حال حاضر فقط فوتبال اروپا و بارسلونا را می بینم.البته الان ناراحتم چون چند هفته ای است که افت کرده اند.آنها فوتبال را تقه ای بازی می کنند،خودم هم همین طوری بازی می کردم و تک ضرب.البته همایون بهزادی و قلیچ خانی خیلی بهتر از من بازی می کردند.

سلطان شما هستی یا علی جباری؟او گفته لقب سلطان را اولین بار به او نسبت دادند.
چند وقت پیش در یک مراسمی ایشان را دیدم و گفتم که سلطان خودت هستی.جباری هم بیشتر از من سابقه دارد و هم زودتر به تیم ملی دعوت شده است.من یک ورزشکار کوچک در ایران هستم و مخلص همه مردم به خصوص پیشکسوت ها.ما زمانی با تیم ملی رفتیم فرانسه و داشتیم به سطح فوتبال اروپا نزدیک می شدیم.شب بازی با فرانسه خبرنگاران آمدند با من که کاپیتان تیم بودند مصاحبه کنند.آنها به من گفتند چطور می خواهی پلاتینی را مهار کنی که من گفتم او باید من را مهار کند.ما بازی را دو بر یک باختیم.اما گلی که در دقیقه 89 خوردیم کاملا آفساید بود.بازیکن آنها 5 متر در آفساید بود.الان با این بساط و این تیم ها اگر نرویم جام جهانی که فاجعه است.آن موقع ها فوتبال سخت بود اما الان تیم را دست هر کسی بدهی تیم را می برد جام جهانی.من می گویم یک فوتبالیست وقتی قهرمان می شود باید اول جنبه اش را داشته باشد.الان فوتبالیست های ما تا اسم در می کنند ریش می گذارند و مو بلند می کنند.من خودم همیشه مدل موهایم همین طوری بود و ریش هایم را کوتاه می کردم.الان هم اگر ریش هایم سفید نبود کوتاه نمی کردم.تیپ من هم همینی بوده که هست.خانم ها که می گویند خوش تیپ هستم.

بهترین بازی که انجام داده اید کدام مسابقه است؟
بازی با کرده که مظلومی دو تا گل زد و ما بردیم.در آن بازی من بهترین بازیکن میدان شدم.خدا بیامرز مادرم می گفت من با آبگوشت تو را کردم علی پروین.

به همین دلیل بود که در سالهای آخر فوتبال شما استقلالی ها به شما یک لقب داده بودند؟

کدام لقب؟آهان علی دنبه؟!
 
چطور شد که وارد عرصه مربیگری شدید؟
 سال 58 انقلاب شد در سال 59 محراب شاهرخی را هم بنا به دلایلی گذاشتند کنار؛ ما شدیم بدون مربی.من نفر اول تیم بودم و هیچ وقت مربیگری را دوست نداشتم.من و مایلی و دادکان رفتیم سراغ عسگر زاده که بیاید مربی ما شود. با او حرف زدیم و دیدیم که با سیستم ما جور در نمی آید.داشتیم بر می گشتیم که مایلی پیشنهاد داد خودم بشوم مربی و پرسپولیس افتاد گردن من.با بازیکنانی اسمی مثل دادکان و عربشاهی و مایلی کهن داشتم.خودم هم بازی می کردم و هم مربی گری.در پکن قهرمان شدیم و رفتم به غفوری فرد گفتم ما قهرمان شدیم اما شانسی. آن موقع بهترین زمان کره بود.همان موقع گفتم آنها دارند با جت می روند و ما با موتور گازی.مگر عربها می توانستند جلوی ما عرض اندام کنند؟ یک بار دوره زدیم در کشورهای عربی و به آنها 50 تا گل زدیم.در عربستان به آنها 7 تا زدیم.در یک بازی به عربستانی ها سه تا گل زدیم و بازی برگشت را نیامدند.زمان ما گل زدن ها از کنار بود.همایون بهزادی و کلانی هر توپی می آمد می زدند توی گل.الان علی دایی رفته؛کسی را می توانید جای او بگذارید؟زمان ما فتح آبادی سر می زد و من در کنار او از توپ ها استفاده می کردم و می زدم توی گل.الان قلعه نویی را ببینید اگر تیم عقب باشد عمران زاده را می گذارد فوروارد.بازی ما با سپاهان در تختی انصاریان را گذاشتم فوروارد.یک بار به عباس کارگر جم گفتم باید در دفاع راست بازی کنی.گفت من بازی نمی کنم،گفتم باید بازی کنی.اتفاقا بازی کرد و شد بهترین بازیکن زمین شد.یک بار انصاری فرد را آوردم فوروارد و حمید درخشان را گذاشتم دفاع چپ.او بهترین بازیکن من شد و کشاورز را سه بر صفر بردیم.

عدد ها و ترکیب ها را در فوتبال قبول دارید؟

مثلا بارسلون.من نمی دانم مربی به آنها چه می گوید؟ می گوید بروید بازی کنید.پرسپولیس هم همینطوری بود.داور سوت را نزده بود ما سه بر صفر جلو بودیم. یک بار رهبری فرد را گذاشتم رودرروی نیکبخت.نود دقیقه نگذاشت توپ به پای او بخورد.پرسپولیس را کسی نمی توانست بگیرد. همه می ماندند که من را بگیرند یا عربشاهی یا دادکان را.مگر می شد این بازیکنان را مهار کرد.

شما مدرک مربیگری ندارید...

نه ندارم. ولی وقتی در پکن قهرمان شدیم بالاترین مدرک را به من دادند.الان خبرنگاران ما بهترین مدراک مربی گری را دارند. ولی من با بهترین مربیان جهان کار کرده ام و تجربه خیلی اهمیت دارد. اما باید بگویم که هیچ کدام از این مربیان حشمت مهاجرانی نمی شوند.

شاید آن نسل این حرف شما را قبول داشتند اما الان تپه های داوودیه دیگر جواب نمی دهد.

من هنوز هم به تپه های داوودیه اعتقاد دارم.الان علم روز شده قیف و قندیل.ما جمعه بازی می کردیم و شنبه استراحت.یک شنبه فقط می دویدیم و دوشنبه استراحت ؛سه شنبه و چهارشنبه تمرین و پنچ شنبه هم می گفتیم بچه ها خودتان بیایید رختکن.همه بازی ها را هم می بردیم.ما اگر تغذیه و خوابمان خوب باشد خیلی از مشکلات حل می شود اما در ایران ما عادت کرده ایم که تا 3 شب بیدار باشیم.همین برنامه خود شما نمی گذارد که ما بخوابیم.

آن زمان بازیکنان خودتان را کنترل می کردید؟
ما یک سری بازیکن داشتیم مثل مایلی کهن،دادکان و بقیه که کاری به آنها نداشتیم.اما یک سری بازیکن هم داشتیم که الواط بودند.هوای آنها را داشتیم.

آنقدر در فوتبال حرص خورده اید که این تب خال شما از بین نمی رود.

خال است،تب خال نیست.دخترانم می گویند بروم این خال را بردارم اما من می گویم بردارم که چه شود؟ببین با کجاهای ما کار دارند.
 
الان خیلی از بازیکنان وقتی تعویض می شوند قهر می کنند.در زمان شما از این اتفاقات می افتاد؟
یک بار بازی داشتیم با نیروی اهواز. یک بر صفر آن بازی را باختیم.در آن مسابقه من و عاصفی و وطن خواه و ایرانپاک روی سکو نشسته بودیم.بعد از بازی به مربی گفتیم چرا ما را بیرون گذاشتی اما هرگز قهر نکردیم.اصلا غلط می کردیم که قهر کنیم.همیشه حرمت پیشکسوت ها را نگه می داشتیم.

اتوبان شما و مایلی یک طرفه است؟

مایلی کهن است دیگر.او از شاگردان خوب من است.

یک بار گفته بودید که الان تیم 80 درصد آماده است و اگر 30 درصد دیگر هم آماده شویم می شود 100 درصد.
به هر حال گاهی اوقات از زبان آدم در می رود.خود سردار گفته که سه تا مسابقه را ببریم می شود 12 امتیاز.پیش می آید دیگر.

یک زمان داماد شما مترجم سوبل بود و از روی عمد و به اشتباه حرف های او را ترجمه می کرد.

آرش می گفت من صلاح نمی دانستم که حرف های شما را به سوب بزنم.آرش زبان بلد بود.هر کس روی کار می آید 50 نفر از دوست و آشناهایشان را می آورد حالا ما یک نفر را آوردیم خود شما کوبیدید.آرش می گفت پیچوندمش!همین یحیی،ترابیان را آورد همه ریختن سرش.من با ابراهیمی کار می کردم و راحت بودم.در مملکت ما مد است که هر کس را می آوری در کنارت می خواهد زیرآبت را بزند.

شما گفته بودید که مدیر فنی یعنی کشک.
اگر روی حساب و کتاب باشد درست است اما اگر این طوری باشد واقعا کشک است.همین کمیته فنی پرسپولیس.چند ماه است که برگزار نشده؟ما سر خودمان را کلاه می گذاریم. هیچ زمان یک مربی نمی گذارد مدیر فنی در کارش دخالت کند.قرار بود سوبل زیر نظر من کار کند.اشمیت که اصلا هیچ .ما رفتیم در یک مهمانی که ولش کن،نمی توانم بگویم.من که نمی آیم مصاحبه کنم و همه چیز را بگویم.او چه کسی بود که مربی پرسپولیس شد،نمی دانم.برای پرسپولیس رایکوف خوب بود و راجرز.
باز کروش سابقه دارد.الان این سه تا بازی آخر خیلی خطرناک است.من اعتقاد دارم تیم خوب بازی می کند نباید دست به ترکیب زد.یک بار راجرز مربی ما بود در 13 تا بازی بدون تعویض بازی کردیم.من می گویم نهایت باید یک تعویض باشد.وقتی می بینم یک بچه خوب بازی می کند چه مرضی دارم او را تعویض کنم؟

یک مدت شما بعد از بازی ها می دوید و خبرنگاران هم دنبال شما...

از شب قبل از بازی ما استرس داشتیم.وقتی بازی تمام می شد همه دنبال من بودند.حرف می زدم و می پریدم به این و آن آن وقت شر می شد.به آنها می گفتم اجازه بدهید تا آرام شوم بعد حرف می زنم.همین بهروز رهبری فرد.در بازی با الهلال قرار بود او پنالتی زن اول باشد.پنالتی شد و ما گفتیم انصاریان بزند.بعد از بازی بهروز ته اتوبوس نشسته بود که یک خبرنگار به او زنگ زد و بهروز هم مصاحبه کرد.البته ما هم برخورد کردیم و همان ماجراهای گل و شیرینی پیش آمد.

او چند بار با گل و شیرینی به تمرین آمد؟

زیاد.بهروز بچه خوبی بود.

در استیل آذین که بودید گاهی اوقات با تلفن همراه تیم را ارنج می کردید.

هدایتی گفته بود من خودم بیایم.البته بدم می آمد از حرف زدن با گوشی که بگویم این کار را بکنید و آن کار را نکنید.

در یک بازی به جلال مرادی اعتراض می کردید.مثل اینکه با قضاوت های او مشکل داشتید.

من فقط می گفتم که ایشان نباید داور بازی های ما باشد.کتبا نوشته بودیم اما باز ایشان را گذاشتند داور بازی ما.

در پرسپولیس هر وقت تیم شما می باخت ،این اتفاق را می انداختید گردن مهرزاد معدنچی.

بعضی موقع ها پیله می کردم به مهرزاد.او پسر خوبی بود و زحمات زیادی هم برای ما کشید.اما هر بار که گل می خوردیم می انداختیم گردن او.زمان راجرز هم هر بار که می باختیم او باخت را می انداخت گردن اصغر ادیبی.

اختلاف شما با مهدی هاشمی نسب.او به همین دلیل در اوج فوتبالش به استقلال رفت؟

نه به قرآن.من با او اختلافی نداشتم.یعنی تنها کسی بود که اختلافی با او نداشتم.در عربستان یک کاری کرده بود که نمی توانم بگویم.

او به استقلال رفت و بعد از گل زدن به عابدزاده غش کرد.

به او گفتم تو بازیکن پرسپولیس بودی.آخر این کارها را چرا می کنی.گل زدی که زدی دیگر این کارها چیست.

بدترین داوری و ...

داوران را که فردوسی پور می برد زیر سوال.آنها به خاطر عادل هم که شده سعی می کنند خوب قضاوت کنند.

راست بود که می گفتند برای شما 8 دقیقه وقت اضافه می گرفتند تا تیمتان گل بزند؟

بهلولی را می گویید؟

همانی که وقتی گل می زدید بالا و پایین می پرید.

بنده خدا برایش حرف درآوردند.

الان شما اضافه وزن دارید؟

نه بابا.25 سال است که 85 کیلوگرم هستم.
 
نظر شما درباره برنامه نود چیست؟
 شما من مدیر رو می گذارید جلوی یک بازیکن.من خودم برنامه نود را دوست دارم و تا آخرش را نگاه می کنم.وقتی می رود سمت لیگ دسته اول می روم و می خوابم.
یک زمانی می گفتید که نود را شاطرها می بینند.
برنامه ات قشنگ است.سالم ترین برنامه ای است که پخش می شود.من نه جایی دیده ام و نه جایی شنیده ام که بگویند عادل استقلالی است یا پرسپولیسی.شما هیچ کجا نیستی.باریک الله.همین طوری حفظ کن خودت را.قهرمان شدن آسان است اما حفظ کردن آن سخت.تو داری جای ما را می گیری.خدا تو را برای مردم نگه دارد.
چطور شد که به شما لقب سلطان را دادند؟
در استادیوم همین طور صدا می کردند و رفته رفته جا افتاد.جدیدا مثل اینکه یک سریالی هست به نام حریم سلطان.مدام به من می گویند که نگاه کن.گفتم نه بابا این سلطان پاک آبروی ما را برده.من فقط تلویزیون خودمان را نگاه می کنم و سریال پروانه.دیدید؟خیلی قشنگ بود.

در فوتبال کم پیش می آید که بیشتر مردم یک نفر را دوست داشته باشند.الان هم استقلالی ها شما را دوست دارند و هم پرسپولیسی ها.
مردم به من لطف دارند.می دانید من به غیر از خدا جلوی هیچ کس سر خم نمی کنم.مردم همیشه به من محبت می کنند.البته این را بگویم که دیگر مادر مثل پروین نمی زاید.دور رو بر من هم رفقای استقلالی زیاد هستند.من با خود استقلالی ها خیلی حال می کنم و دوستشان دارم.حجازی خدا بیامرز رفیق باز نبود.بر عکس من که دوست و رفیق زیاد دارم.

زمانی شایعه شده بود که علی پروین دوست ندارد محبوب تر از خودش را ببیند.
اصلا این طور نیست.یک بار به عابدزاده گفتم که تو آدم محبوبی هستی.حواست به دور و برت باشد.مردم می آیند از تو امضا می گیرند.مثلا من چرا باید بیایم و بد مهدوی کیا را بگویم؟نمی خواستم جوابش را بدهم،ولی او نه رقیب من است و نه همبازی من بوده.عوضی به عرض او رسانده اند.اما حالا می گویم تا مهدوی کیا بشنود.من در کمیته فنی که همیشه گفته ام کشک است گفتم مهدوی کیا برعکس علی کریمی به کار مربیگری علاقه دارد.پیشنهاد دادم او را دستیار همان مربی خارجی بکنند.من گفتم بد است که بازیکنی با سابقه مهدی ذخیره شود.بعد رفتند اشتباهی به او گفتند پروین دوست ندارد تو در پرسپولیس باشی.پسر تو بچه محل من هستی.باعث افتخار من است که به هر جایی برسی.متاسفانه حرف ها را به او برعکس زدند.من که از علی پروین بالاتر نمی روم.

با علی دایی چطور؟
اصلا نیست.

شما گفته بودید که او روپایی زدن بلد نیست و ...
مثل دایی دیگر بازیکن نمی آید.من زمانی که سرمربی تیم ملی شدم رفتم حرم حضرت عبدالعظیم.گفتم خدایا کمک کن تا حق کسی پایمال نشود.
من نمی گویم اشتباه نکردم اما هیچ کدام از این اشتباهات از روی عمد نبوده است.

کسی یادش نمی آید که در زمان مربیگری،شما از روی نیمکت بلند شده باشید؟

من خودم فوتبال بازی کرده ام و اعتقادم این است که مربی هر چقدر هم که داد بزند بازیکن در زمین صدایش را نمی شنود.من تمام نکات فنی را در بین دو نیمه به بازیکنان می گفتم.




نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 10 اردیبهشت 1392
رضا عارفان

top-100-instrumental-hits

در آلبوم ۱۰۰ موسیقی بی کلام پرمخاطب (Top 100 Instrumental Hits) همان طور که از نام آلبوم مشخص است ۱۰۰ قطعه موسیقی از بهترین اثر های هنرمندان معروف در زمینه موسیقی بی کلام گردآوری شده است.

دانلود از لینک مستقیم
پسورد: ندارد
منبع: پی سی دانلود





نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 10 اردیبهشت 1392
رضا عارفان

20-Oscar-Winning-Songs

این مجموعه شامل ۲۰ آهنگ بی کلام می باشد که با کیفیت ۳۲۰ آماده شده اند . موسیقی بدون کلام به موسیقی ای گفته می‌شود که بدون آواز و صدای خواننده تهیه می‌شود در این موسیقی فقط از صدای ساز استفاده می‌شود، در گذشته نیز (ماقبل تاریخ) صدا ی هماهنگ و موسیقی وجود داشته است که امروز اطلاعات کمی درباره آن دوران در دست است.

لیست آهنگ های موجود :
۰۱٫ Sweet Leilany (from Waikiki Wedding) – Franck Chacksfield
02. Thanks for The Memory (from The Big Broadcast) – Geoff Love
03. When You Wish Upon A Star (from Pinocchio) – Helmut Zacharias
04. The Last Time I Saw Paris (from Lady Be Good) – Edmundo Ros
05. Swinging on A Star (from Go??ng My Way) – Ferrante & Teicher
06. Zip-a-Dee-Doo-Dah (from Song of the South) – Ray Conniff
07. Mona Lisa (from Captain Carey USA) – The Hollyridge Strings)
08. High Noon (from High Noon) – Roland Shaw
09. Secret Love (fom Calamity Jane) – James Last Band
10. Three Coins in the Fountain – Caravelli
11. Never on Sunday (from Never on Sunday) – Cyril Stapleton
12. Born Free (from Born Free) – Ronnie Aldrich
13. The Shadow of Your Smile (from the Sandpiper)-Georges Delagaye
14. Chim Chim Cher-ee (from Mary Poppins) – Xavier Cugat
15. Raindrops keep Falling on My Head (from Butch Cassidy) – Joe Loss
16. Theme from “Shaft” – Manyard Ferguson
17. Talk to the Animals (from Doctor Dolittle)- Empress Orchestra
18. The Morning After (from The Poseidon Adventure) – Paul Mauriat
19. You Light Up My Life (from You Light Up My Life)- Ray Mc.Vay
20. You“ll Be In My Heart (from Tarzan) – George Zamphir

دانلود از لینک مستقیم
پسورد: ندارد
منبع: دانلودها





نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 10 اردیبهشت 1392
رضا عارفان


هفت صبح:
 «آیلتس» مدرکی است که این روزها خیلی از ایرانی ها متقاضی دریافتش هستند؛ عده ای هم برای اینکه مدرکی به مدرک های خود اضافه کنند. در این چند سال اخیر آزمون های آیلتس از طریق سه موسسه که یکی از آنها سفارت استرالیا استو از طریق آیلتس تهران 10 سالی می شود که آزمون را برگزار می کند. 

دومین موسسه دانشگاه آزاد اسلامی است که به نمایندگی سفارت استرالیا در شهرهای تهران، رشت و کرمانشاه از داوطلبان آیلتس امتحان می گیرد و همچنین سومین موسسه سازمان سنجش است که تا اسفند سال 90 از طریق «اینترنشنال هوس لندن» با نام آیلتس ایران، آزمون ها را برگزار می کرد اما بعد از این تاریخ، به خاطر یکسری مشکلات از اردیبهشت 91 این آزمون از طریق موسسه «عصر دین و دانش» برگزار شد. 

هزینه شرکت در آزمون آیلتس بعد از گران شدن دلار خیلی بالا رفت. تا قبل از گران شدن دلار کسی که می خواست در آزمون آیلتس شرکت کند می توانست با مبلغی در حدود 250 هزار تومان ثبت نام کند؛ اما در حال حاضر باید 450 هزار تومان برای هر آزمون بپردازد. بهروز غفاریان، دو دهه ای می شود که مشغول به تدریس زبان انگلیسی است و داوطلبان دریافت مدرک آیلتس و تافل را برای آزمون آماده می کند.

 با او در خصوص اینکه آیلتس چیست و چه مراحلی را باید گذراند تا بتوان در آزمون آیلتس موفق بود و اینکه چه کسانی داشتن این مدرک را برای خود لازم می دانند، صحبت کردیم و در این گزارش از اطلاعات ایشان بهره بردیم.

آیلتس، آزمون مهارت سنجی زبان انگلیسی، برای کسانی است که می خواهند مدرک بین المللی زبان انگلیسی داشته باشند. البته لازم است به یک نکته مهم اشاره کنیم که متاسفانه تصور غلطی بین عوام وجود دارد و این اصطلاح باب شده که می گویند: «آیلتس دارم»، «تافل دارم». در صورتی که داشتن این مدرک اصلا مهم نیست. یک نفر می تواند در آزمون آیلتس یا تافل ثبت نام کند و تنها کاغذ سفید تحویل دهد، در آخر به او مدرک تافل یا آیلتس خواهند داد. منتهی چیزی که در اینجا اهمیت دارد، نمره ای است که در این آزمون داوطلب دریافت می کند. برای همین باید بگویند: «آیلتس چند دارم» مثلا 6 یا 7.



آیلتس چطور نمره گذاری می شود؟

نمره آیلتس از صفر تا 9 است که معمولا 6 تا 7 نمره قابل قبولی به حساب می آید. آزمون آیلتس شامل چهار بخش رایتینگ، لسینینگ، ریدینگ و اسپیکینگ است که متقاضی مدرک آیلتس برای هر کدام از بخش های نام برده نمره ای جداگانه می گیرد و در آخر کارنامه ای دریافت می کند که مدرک آن در همه جای دنیا معتبر است. 

سوالات کاملا دقیق، استاندارد و واحد هستند و در دانشگاه کمبریج طرح می شوند. با وجود اینکه هر دو سازمان آیلتس استرالیا و دانشگاه کمبریج مستقل از یکدیگر کار می کنند؛ اما دانشگاه کمبریج طراح سوالات آزمون برای هر دو موسسه است.



آیلتس تنها مربوط به زبان انگلیسی نیست

مثلا زبان فرانسه آزمونی دارد که به نام «تِف» معروف است و اسپانیا آزمونی به نام «سِروان تِس» که مدرک معتبری در همه جای دنیا به حساب می آید. «آیلتس» نیز برای زبان انگلیسی بریتانیایی معتبر است و برای زبان آمریکایی «تافل» در وهله اول اعتبار دارد. البته آیلتس آنقدر ارزش بالایی دارد که مدرک آن نیز برای آمریکا قابل قبول است.



طرفداران آیلتس در ایران

آزمون آیلتس بین المللی است و در همه جای دنیا می توان برای ادامه تحصیل این مدرک معتبر را ارائه کرد. بنابراین هر کس می خواهد در خارج از کشور ادامه تحصیل دهد به عنوان یک شرط لازم، باید نمره آیلتس بالا یعنی بین 6 تا 7 را داشته باشد تا بتواند در دانشگاه های خارج از کشور اجازه تحصیل پیدا کند. 

گروه دومی که به دنبال این مدرک هستند برای مهاجرت آن را لازم دارند اما در گذشته اینطور نبود و هر کس که می خواست مهاجرت کند یا برای ادامه تحصیل به کشور دیگر برود، آن کشور مدارک را دریافت می کرد و سپس به فرد متقاضی 6 ماه فرصت می داد تا زبان خود را تقویت کنند اما الان به خاطر بالا رفتن مهاجرت و تقاضا برای ادامه تحصیل، کشور مربوطه به خود اجازه حق انتخاب می دهد.



آیلتس بیزنس خوبی است

این امتحان در ایران آنقدر بیزینس خوبی دارد که گاهی تا ماهی چهار بار هم برگزار می شود. برگزاری آزمون آیلتس قانون خاصی ندارد و بسته به میزان متقاضی آزمون ها در زمانی که خودشان تعیین می کنند برگزار می شود. داوطلب ها در گذشته تا سه ماه بعد از یک آزمون اجازه ثبت نام دوباره را نداشتند اما الان چندین سال است که متقاضی مدرک آیلتس می تواند هر هفته امتحان دهد و محدودیتی برای شرکت در آزمون وجود ندارد اما چون گرفتن کارنامه و جواب امتحان حدود دو هفته طول می کشد بنابراین طبیعتا کسی نمی تواند هر هفته امتحان دهد ولی با فاصله سه تا چهار هفته یکبار می تواند شانس خود را برای گرفتن نمره بهتر امتحان کند. حتی من کسانی را می شناسم که پنج بار هم امتحان داده اند تا نمره دلخواه خود را بگیرند.

معمولا کسانی که می خواهند مدرک آیلتس بگیرند حداقل، دو بار را امتحان می دهند. افرادی که دو بار امتحان می دهند خیلی بیشتر از افرادی هستند که یک بار امتحان می دهند. حتی پنج بار هم داریم اما اخیرا چون مبلغ آزمون ها گران شده متقاضیان سعی می کنند نمره قابل قبول را دریافت کنند.





موسسه های برگزار کننده آیلتس در ایران

تا اسفند ماه سال 90 سازمان سنجش به نمایندگی از «اینترنشنال هوس لندن» اجازه برگزاری آزمون آیلتس را در ایران داشت اما دیگر از تاریخ اردیبهشت سال 91 سازمان سنجش از طریق موسسه «عصر دین و دانش» این آزمون را تقریبا ماهی 3 بار برگزار می کند که در هر نوبت آن هم حدود 600-500 نفر شرکت می کنند. 

در کنار سازمان سنجش، سفارت استرالیا نیز خود با نام آیلتس تهران آزمون آیلتس را برگزار می کند و دیگری دانشگاه آزاد است که نمایندگی سفارت استرالیا را دارد که به طور متوسط در هر نوبت تا دو هزار نفر شرکت کننده دارد. 

سوالات سازمان سنجش و دانشگاه آزاد یکی است و پاسخ نامه کلید دارد و سوالات چه در دانشگاه آزاد، چه سازمان سنجش، چه ترکیه و چه آذربایجان مانند هم هستند. در کل دنیا شش ناحیه برای آزمون آیلتس تعریف شده است؛ برای همین کیفیت سوال و خود سوال یکی است؛ فقط نحوه برگزاری آن فرق دارد. 

سوالات یکسری آبجکتیو هستند و یکسری سابجکتیو. آبجکتیو سوالاتی است که کلید دارند مثل ریدینگ و لسینینگ؛ شما باید کلمه را دقیق بگویید تا جواب درست را بدهید اما سوالات سابجکتیو شخص مصحح بر روی نمره تاثیر دارد. سوالاتی مثل اسپیکینگ اگر سوال کننده، برای جوابی که می شنود قانع شود به فرد نمره هفت می دهد در غیر اینصورت نمره 5/6؛ هر چند که نمره داده شده قابل اعتراض است، چون صدا ضبط می شود. 

همچنین سوالات رایتینگ یکسری اصول دارد. بنابراین چون سوالات یکی است فرقی به لحاظ کیفیت سوالات وجود ندارد و فقط بخش های رایتینگ و اسپیکینگ تا نیم نمره ممکن است اختلاف سلیقه وجود داشته باشد.



آیلتس جنرال و آکادمیک برای مقاصد مختلف است

معمولا کسانی که برای ادامه تحصیل می خواهند به خارج از کشور بروند، یعنی کسانی که مدرک بالای لیسانس تا دکترا دارند. یا کسانی که می خواهند به خارج از ایران مهاجرت کنند. در گذشته مثلا سال 2006 کلاس های برگزاری تافل از آیلتس بیشتر بود چون ارزش آن هم بالاتر بود اما امروز و در این سال ها کلاس های برگزاری آیلتس نسبت به تافل قابل مقایسه نیست و خیلی بیشتر شده است. 

رویکرد مردم در درجه اول به سمت مهاجرت و بعد ادامه تحصیل رفته است و آیلتس مدرکی است که روز به روز در دنیا معتبرتر می شود چون دقیق تر است و مهارت ها را با دقت بیشتری می سنجد. علاوه بر این اکثر کشورهای دنیا شرط اول پذیرش را آیلتس گذاشته اند و فقط آمریکا شرط اولیه برای پذیرش را تافل قرار داده. کسانی که می خواهند آیلتس امتحان دهند مقصد خود را مشخص می کنند که می خواهند آیلتس جنرال امتحان دهند یا آیلتس آکادمیک. 

چون جنرال برای مهاجرت است و آکادمیک برای مقاصد تحصیلی اهمیت دارد و فرق آنها فقط در ریدینگ و رایتینگ است. البته متقاضیان با 10 درصد تلاش بیشتر می توانند در هر دو امتحان شرکت کنند.



شرایط پذیرش گذشته با امروز فرق داشت

در گذشته تافل فقط برای ادامه تحصیل بود و موضوع مهاجرت چندان مطرح نمی شد. در حال حاضر تعداد افراد نخبه چه برای مهاجرت و چه برای ادامه تحصیل روز به روز افزایش پیدا می کند. برای همین دانشگاه ها و کشورها حق انتخاب دارند و کسانی را انتخاب می کنند که در تافل و آیلتس نیز نمره بالا داشته باشند. 



این رویکرد شاید حدود 10 سال است که به شدت افزایش پیدا کرده؛ قبلا فقط کافی بود مدرک ارائه دهند و چند مقاله و اختراع داشته باشند تا پذیرفته شوند. وقتی تعداد مهاجر زیاد می شود کشور مهاجرپذیر به خودش حق انتخاب می دهد که بهترین ها را بپذیرد. برای همین در ایران نیز 6-5 سال است که روز به روز داوطلبان آیلتس رو به افزایش است.



مشکلات این روزهای آزمون دهنده های آیلتس

متاسفانه از اسفند ماه سال گذشته به خاطر یکسری مشکلات و جنگ سردی که بین ایران و کشورهای ابرقدرت به وجود آمد، کمی سختگیری در آزمون بالا رفت و علاوه بر آن با گران شدن دلار قیمت آزمون ها نیز دو برابر شد. برخی از داطلبان گله دارند از اینکه هنوز پول آزمون هایی که در اسفند ماه سال گذشته برگزار نشده نتوانسته اند پس بگیرند. 

همچنین هنوز هم با برگزاری آزمون از طریق موسسه «عصر دین و دانش» بعضی از آزمون ها کنسل می شود. مانند آزمون هایی که قرار بود در تاریخ های اکتبر و سپتامبر سال جاری برگزار شود و نشد. 

علاوه بر این بد نمره دادن های بعضی اساتید موجب شده که خیلی از داوطلب ها به جای اینکه در ایران هزینه کنند و در آخر با نمره ای غیرقابل قبول نتیجه بگیرند به کشورهای همسایه می روند و آزمون می دهند چون می دانند نمره بهتری از آنجا خواهند گرفت. 

فعلا هم بورس عزیمت ایرانی ها برای شرکت در آزمون، کشور ارمنستان است که می گویند از همه جا بهتر نمره می دهد. البته این اتفاق چندان خوشایند نخواهد بود و زودتر باید به فکر راه چاره بود.





نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 21 مهر 1391
رضا عارفان
مردمان: غیبت آسیب‌رسان و بسیار مخرب است. غیبت، چه عمدی و چه سهوی، آسیب‌های فراوانی به دنبال دارد. به جای اینکه درمورد آدمها و پشت سر آنها حرف بزنیم، باید با خود آنها حرف زده و مشوقشان باشیم. امروز ۵ راه برای ترک عادت غیبت کردن به شما پیشنهاد می‌کنیم.

۵ راه برای ترک غیبت و سخن چینی

وقتی اول از مغزتان و بعد زبانتان استفاده کنید، از غیبت دور خواهید شد

از آنجاکه غیبت کردن معمولاً از یک گپ کوتاه شروع می‌شود، قبل از اینکه بفهمیم داریم غیبت می‌کنیم در آن گرفتار خواهیم شد. خیلی از آدمها از اینکه بقیه بفهمند آنها پشت سر کسی غیبت می‌کنند، واهمه دارند. بیشتر اوقات واقعاً منظور نداریم که پشت کسی حرف بزنیم اما اینکار را می‌کنیم چون از فکرمان استفاده نمی‌کنیم. اولین قدم برای ترک یک عادت بد از زندگیتان آگاه شدن از آن است. همین امروز، آگاهانه و بادقت به کلمات خودتان دقت کنید. سعی کنید قبل از اینکه کلمه‌ای بد درمورد کسی به زبان آورید، فکر کنید.

می‌توانید برای خودتان سیاست تحمل صفر اجرا کنید

اگر در یک صنعت یا تجارتی هستید، در نظر داشته باشید که در جلسه بعدی کاری درمورد موضوع غیبت کردن بحث کنید. وقتی کارمندانتان را وادار کنید که در مورد آسیب‌ها و ضررهای ناشی از غیبت کردن فکر کنند، از مشکلات و مسائل آتی جلوگیری خواهید کرد.

در غیبت شرکت نکنید

«فقط بگویید نه!» شعاری بود که بانو نانسی ریگان برای کاهش مصرف موادمخدر درمیان جوانان پیشنهاد داد. درمورد غیبت هم کاربرد دارد: فقط انجامش ندهید!

غیبت کردن به حداقل دو نفر نیاز دارد. یکی حرف می‌زند و دیگری تایید می‌کند. اگر قبول نکنید که یکی از طرفین این مکالمه باشید، این مکالمه انجام نخواهد شد.

ماشین غیبت را روی دور کند بیندازید

این ایده مطمئناً کار می‌کند. به سمت منبع بروید. مستقیماً با فرد موردنظر یا هدف غیبت حرف بزنید. وقتی کسی شروع به حرف زدن درمورد کسی دیگر می‌کند، پیشنهاد بدهید که با آن فرد تماس بگیرید و حرف‌هایتان را با او درمیان بگذارید. احتمالاً ۹۰ درصد کسانیکه قصد غیبت کردن از این پیشنهاد خواهند ترسید.

کسانیکه درمورد دیگران حرف می‌زنند دوست دارند ناشناس بمانند. اینها کسانی هستند که یادداشت‌ها و نامه‌های ناشناس درمورد شکایت از یک همکار برای رئیس می‌فرستند. آنها نظراتشان را با «به کسی نگو من این را به تو گفتم» شروع می‌کنند و شدیداً انکار می‌کنند که منبع شایعه‌پراکنی هستند. تنها چیزی که نمی‌خواهند این است که شناخته شوند. شما باید پیشنهاد دهید که اسم آنها را بخاطر حرفی که می‌زنند پیش کسان دیگر به زبان آورید و مطمئن باشید که سریع دست می‌کشند.

غیبت را با خوبی جایگزین کنید

همانطور که غیبت‌کننده‌ها دوست دارند ناشناس بمانند، خیلی‌ها هم عاشق موج اخبار بد و وحشت‌آور هستند. خیلی از افراد پرمشغله  به دلایلی با اخبار خوب به اندازه اخبار بد هیجان‌زده نمی‌شوند.

شما می‌توانید از نظرات خوب، کلمات تشویق‌آمیز یا تحسین و تمجید برای خنثی کردن غیبت استفاده کنید. مثلاً وقتی مریم شروع به صحبت درمورد سارا می‌کند، شما بگویید، «میدونی واقعاً دوست ندارم این رو بشنوم. سارا واقعاً دختر خوبی است و دوست خیلی خوب من است.» یا غیبت را به طور کل نادیده بگیرید و بگویید، «میدونی چیه؟ من سارا رو دیدم، اون خیلی دختر خوب و مهربانیه!» از کلمات خوب بعنوان سپری درمقابل بدی استفاده کنید.

این نیازمند این است که به دنبال چیزهای خوب برای حرف زدن باشید. می‌دانید که نقاط خوب و مثبت در همه آدمها وجود دارد. حتی هیتلر هم عاشق حیوانات و هنر بود! اینکار عوارض جانبی مثبت و خوبی هم به دنبال دارد. وقتی روزتان را با خوب به جای بد شروع می‌کنید، زندگیتان را روشن‌تر می‌کنید. خوبی‌های زیادی در دنیا وجود دارد، فقط باید به دنبال آن باشید و درمورد آن حرف بزنید.

قانون طلایی را اعمال کنید

بعضی از خوانندگان ما افراد مذهبی نیستند. و خیلی از کسانیکه این مطلب را برایشان بفرستید هم ممکن است مذهبی نباشید. درواقع این مقاله اصلاً مقاله مذهبی نیست که غیبت را از دید مذهب بررسی کنید. اما قوانین اسلام و ادیان دیگر هم در این زمینه قابل اجرا است.

از دیدگاه دین، غیبت کردن گناهی مخرب است. درست مثل تاریکی که روشنی آن را از بین می‌برد، غیبت هم با مهربانی و ملاحظه از بین می‌رود.

سعی کنید محبت و مهربانی را در خانه و محل‌کارتان پراکنده کنید. اگر دوست داشتید این مقاله را برای کسانیکه که می‌دانید در دام غیبت گرفتار هستند، بفرستید تا به آنها برای از بین بردن این عادت ناپسند کمک کنید.

شما هم در دام غیبت افتاده‌اید؟ آیا موفق به ترک آن شدید؟ چطور؟ ما را با نظرات و پیشنهادات خود خوشحال کنید.



نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 20 مهر 1391
رضا عارفان


( کل صفحات : 54 )    1   2   3   4   5   6   7   ...